
“این خط جاده ها که به صحرا نوشته اند، یاران رفته با قلم پا نوشته اند.
سنگ مزارها همه سربسته نامه ایست، کز آخرت به مردم دنیا نوشته اند.”
پیشگفتار:
به استناد کتاب های تاریخی، کتیبه ها و تاریخ شفاهی، قوم لر در شمال شرقی در حوالی رودهای سیحون و جیحون در هزاران سال پیش ظهور کردند، سپس به علل نامعلومی مهاجرت کرده و در نهایت در زاگرس میانی و در خطّه ای که امروز چهار استان لرستان، ایلام، بختیاری و کهگیلویه را در خود جای داده، ساکن شدند. رد پای این قوم سخت کوش و فراز و نشیب های فراوانی که از سر گذرانده اند همواره در تحولات گوناگون نظامی، تنش های اجتماعی و رویدادهای سیاسیِ درون مرزی و برون مرزی قابل بازشناسی است. میهن پرستی، همنوع دوستی و پاسداری از اصالت نژاد و فرهنگ ایلی پیوسته مهمترین ویژگی طوایف لر بوده و امروز نیز هست. بی تردید لرهای این مرز و بوم در شکل گیری، تداوم و استحکام برخی از حکومت ها از جمله سلسله های دیرین عیلامی، هخامنشی، زندیه و نیز در روزگار معاصر، در پیروزی انقلاب مشروطه تا حدودی نقش مستقیم یا غیر مستقیم داشته اند.
ایلات لر پس از ساکن شدن در دامنه های زاگرس به دو دسته ی لر بزرگ و لر کوچک تقسیم شدند. لر بزرگ یا شرقی شامل استان های کهگیلویه و بختیاری و لر کوچک یا غربی شامل استان های لرستان و ایلام می شوند که مرز طبیعی این دو قوم را رود دز تشکیل می دهد.
باری این قوم سلحشور همواره در طول تاریخ بر سر حدود قلمروِ حاکمیت ایل ها و طوایف در مواردی چالش ها و جنگ هایی داشته و از دوره ی ساسانیان به این سو در بسیاری از برهه های تاریخی با دولت های مرکزی برای گرفتن حقوق قوم خود و برخورداری از سهمی در منافع ملی، کشمکش ها و در مواردی نزاع های خونین داشته اند هر چند آن هنگام که تمامیت ارضی مملکت یا منافع ملی از سوی دشمن و حکومت های مهاجم خارجی تهدید می شده صادقانه، فداکارانه و دلاورانه از میهن خود یعنی ایران بزرگ دفاع کرده اند. مطالعه کتاب ها و سندهای تاریخی بر ما معلوم می سازد که در گذشته بعضی از حکومت های مرکزی به منظور پیشگیری از وحدت ایل ها و طوایف به شیوه ی زر و زور و تزویر میان لرها اختلاف ایجاد کرده تا مبادا یکپارچگی آنها برای حکومت مستقر، مشکل و تهدیدی ایجاد نماید. از آنجایی که بخشی از جوامع لر تبار به دلیل مختصات جغرافیایی و تغییرات اقلیمی به صورت ییلاق و قشلاق زندگی می کردند و یا به حکم ضرورت و به قصد جنگیدن با دشمن مشترک با یکدیگر ائتلاف می نمودند زمینه ی پیوندهای خانوادگی میان طوایف و اقوام فراهم می گردید. از همین روی بسیاری از سران ایل ها، کلانترها و کدخدایان قبایل لر با یکدیگر خویشاوند شدند و هنوز هم تا حدودی خویشاوند محسوب می شوند.
آری، نامگذاری تیره ها، قبیله ها، طایفه ها و حتی ایل ها بر مبنای سکونتگاه های جغرافیایی، رویدادهای اجتماعی-سیاسی و یا دلبستگی ها و همبستگی های توده ها با سران ایل، طایفه، قهرمانان حماسه آفرین، ویژگی های بزرگان آنها و چهره های معتمد و فرِهمند (کاریزماتیک) هر قوم بوده است. در راستای این فرهنگ دیرینه ی قومی، کلمه ی “کاید یا کایید” در گویش لری به بزرگ خاندان، خان ایل و کلانتر قبیله اطلاق شده و همچنان می شود که معرب آن “قائد” است. طایفه ای از لرهای زاگرس نشین که در تقسیم بندی های نژادی زیر مجموعه ی ایل بهمئی و طایفه ی احمدی معرفی می شوند “تاکاییدی” نام دارند، زیرا بزرگ آنها “تاته کایید” فرزند ارشد بیژن(بیجِنی) بوده است. سکونتگاه طایفه ی تاکاییدی محدوده ی بخش دیشموک، آب شیرین، رود تلخ، صیدون، قلعه ی اعلا، قلعه نجف، سه تلون، پتک دالون، باغ ملک و میداوود بوده که از نظر سیر تاریخی می توان این دیار را سرزمین حماسه ها، اسطوره ها و خاطره ها نام نهاد… از حدود 300 سال پیش به این طرف به صورت متناوب و فصلی بعضی از فامیل های طایفه ی تاکاییدی تحت تأثیر سوانح طبیعی، مناقشه های قومی و یا ملاحظات سیاسی و اجتماعی به نقاطی دیگر مانند رامهرمز، دوکُهه، سلطون آوا، ابوالفارس، کت بابا احمد، ممبی، لیکک،سیاه شیر، بخش تشان بهبهان و نقاطی از اطراف کازرون، منطقه ی ممسنی و اندیمشک مهاجرت کرده اند. علاوه بر این جنگ هایی که از اواخر دوره ی قاجار تا حدود سال 1320 شمسی بین حکومت مرکزی و اقوام لر کهگیلویه و بخش هایی از لرهای ساکن خوزستان روی داد مانند مشارکت ایل بهمئی در فتح تهران به رهبری سردار حسین خان بهمئی(1288 ه.ش)، جنگ قلعه کیکاووس به رهبری شهباز خان و زکی خان و مشارکت سرهنگ عیوضی فرزند غلامشاه میرپنج از سران طایفه ی تاکاییدی( 1303 ه.ش)، جنگ قلعه اعلا به رهبری خداکرم خان معروف به خان طلا (1316ه.ش) و جنگ دشت شیر در منطقه ی باغملک(نیمه ی دوم سال 1322 ه.ش) برخی از قبایل بهمئی ، احمدی و تاکاییدی از زادگاه و سکونتگاه خود یا تبعید شده و یا متواری گردیدند و همچنین از آنجایی که تا سال 1304 شمسی داشتن شناسنامه رایج نبود، افراد هر ایل و طایفه به نام پدر و پدران پیشین خود یا کدخدای قبیله شناخته می شدند اما بعد از سال 1304 که داشتن شناسنامه به صورت قانون در آمد، اکثر آنها متناسب با تعلقات فامیلی و یا وضعیت سکونتگاه خود فامیل های متفاوتی انتخاب نموده که مشهورترین آنها بهمئی، بهمنی، احمدی، خورشیدی، قائدی وفارسی می باشد. در راستای همین تحولات تعدادی از تاکاییدی ها به استان لرستان و بخش اندیمشک مهاجرت نموده که عده ای از آنها فامیل کایید یا کاییدی را انتخاب کردند.
با توجه به مطالب فوق نگارنده از 20 سال پیش تلاشی را برای ریشه یابی طایفه ی تاکاییدی آغاز نموده که پس از شناسایی فامیل های این تیره آمار سرشاخه ها و جمعیت آنها را تهیه و گردآوری نمود که به صورت نمودارهایی دراین سامانه بارگزاری شده است، بدان امید که نسل امروز و نسل های آینده هویت و اصالت نژادی خویش را عمیق تر و دقیق تر بشناسند.
گفتنی است: که مجموعه ی داده های این سامانه با استفاده از اطلاعات میدانی و تاریخ شفاهی به دست آمده از گفت و گو با بزرگان طایفه گردآوری شده است که امید است جوانان و فرهیختگان قبیله ی تاکاییدی تبار بعد از این با استفاده از کتب و اسنادی که در کتابخانه ی ملی، کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی و منابعی که در مراکز ایران شناسی کشور وجود دارد در این زمینه بیشتر به پژوهش بپردازند؛ باشد که خدمات، ارزش ها و ویژگی های قوم لر مخصوصاً ایل بهمئی و احمدی و طایفه ی تاکاییدی را کشف و با بهره گیری از شیوه های گوناگون جهت آگاهی فرزندان ایل در قالب پایگاه های اینترنتی، نگارش مقاله، جزوه و کتاب منتشر نمایند.
در خاتمه شایسته است از عمه زاده ی گرامی جناب آقای باقر خلیلی کیا و عموزاده ی ارجمند جناب آقای احمد تاکاییدی و آقای قربانعلی بختیاری زاده دوست و هم تبار گرامی که در جمع آوری این مجموعه مرا یاری نمودند صمیمانه تشکر نمایم .
” شیروان فرهنگمند فرزند محمد- فرزند غلامشاه میرپنج- فرزند عبد شاه یاور- فرزند دهدار علیشاه کدخدای دهه ی بریشه و فرزند ارشد کایید بزرگ “